- تاریخ: 1401/11/3 ساعت: 13:16
دوست داشتنمu200eبند نمى آمدu200eاز ديوانه ها نمى پرسىu200eحداقل از ديوارها بپرسu200eكه مى توانى به من تكيه كنى..u200eدوست داشتنمu200eحتىu200eبه عكس هاى دو نفره مانu200eهم سرايت كرده بودu200eاين وزن از علاقهu200eهيچ قاب عكسى راu200eروى ميخى بند نمى كرد Adblock test (Why?)
پر نمی شود نبودنت - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 10:32
همخواب رقیبانی و من تاب ندارم بی تابم و از غصه این خواب ندارم...
رفت... - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 10:32
می روم از پس این قصه به جایی برسم رفتنم مصلحتی نیست بدان ناچارم این همه حادثه کافیست بدان ناچارم خوب من با دگران زمزمه کردن غلط است بی وفایی غلط و همهمه کردن غلط است بعد من یار زیاد است مبارک بادت میروم از دلت اما عقب سر نگران تو بمان و دگران وای بحال دگران
موي سفيد - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 10:32
یکبار طاهر گفته بود تا قبل از چهلسالگی هر رشته موی سفیدِ تازه که توی سرت پیدا میکنی، میترسی. چهل سالت که تمام میشود، نه این که دیگر به مرگ فکر نکنی، نه... ولی هر کدام از این رشتههای سفید میشوند حبلالمتین. هرکدام میشوند یک رشتهی محکم و استوار. بس که ریشهشان محکم شده. بس که تاریخ پشتشان است، تاریخِ یک...
نگاه - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 10:32
اینجا راحت میشه نوشت. بدون ترس از هیچ قضاوتی. یه سالی میشه که حالم خوب نیست دیگه. وقتی میگم خوب نیست یعنی تو دلم درد و آشوب. از آخرین باری که این حالو داشتم خیلی میگذره. من شرطی شدم به رفتن و منتظر مو